تا به حال پیش آمده متنی را بخوانید و حس کنید چیزی در آن درست نیست؟ اطلاعات خوب است، موضوع هم جالب است، اما نوشته آنطور که باید در دل مخاطب نمینشیند. معمولاً مشکل از لحن است.
لحن نوشته، همان چیزی است که به متن شخصیت میدهد.
اگر محتوا را بدن نوشته در نظر بگیریم، لحن لباس آن است؛ لباسی که مشخص میکند متن شما رسمی، دوستانه، جدی، آموزشی یا الهامبخش به نظر برسد. حتی بهترین محتوا هم اگر با لحن نادرست ارائه شود، ممکن است تأثیر خود را از دست بدهد.
از طرف دیگر، لحن فقط یک انتخاب سلیقهای نیست؛ یک تصمیم ارتباطی است. ما در زندگی روزمره هم با افراد مختلف، لحنهای متفاوتی داریم. با دوستمان یک جور حرف میزنیم، با مدیرمان جور دیگر، و با یک مخاطب تازهوارد باز هم متفاوت. در نویسندگی هم همین منطق حاکم است.
مثلث طلایی لحن: سه پرسش کلیدی
برای پیدا کردن لحن مناسب، کافی است به سه سؤال مهم پاسخ دهید. این سه سؤال، مثل یک قطبنما کمک میکنند نوشتهتان را درست هدایت کنید.
1) من با چه کسی صحبت میکنم؟
اولین و مهمترین اصل در انتخاب لحن، شناخت مخاطب است.
اگر ندانید برای چه کسی مینویسید، احتمال زیادی وجود دارد که لحنتان با نیاز او هماهنگ نباشد.
برای شناخت مخاطب، این موارد را بررسی کنید:
- سطح دانش او درباره موضوع چقدر است؟
- چه دغدغهها و مشکلاتی دارد؟
- در چه فضایی محتوای شما را میخواند؟ سایت، شبکه اجتماعی، خبرنامه یا مقاله تخصصی؟
برای مثال، اگر مقالهای درباره «بلاکچین» مینویسید، لحن شما برای یک متخصص با لحن شما برای یک فرد مبتدی نباید یکسان باشد. برای متخصص میتوان از واژههای فنی استفاده کرد، اما برای مخاطب عمومی باید ساده، روشن و قابل فهم نوشت.
نتیجه:
هرچه مخاطب را دقیقتر بشناسید، لحن شما طبیعیتر و اثرگذارتر خواهد بود.
2) من به عنوان نویسنده یا برند چه شخصیتی دارم؟
پس از شناخت مخاطب، نوبت به شناخت خودتان میرسد.
شما یا برندتان باید یک شخصیت مشخص داشته باشید. اگر این شخصیت روشن نباشد، نوشتهها پراکنده و بیهویت میشوند.
به برندهای معروف فکر کنید:
- بعضیها رسمی و قابل اعتمادند.
- بعضیها پرانرژی و هیجانانگیز.
- بعضیها آرام، منطقی و کاربردیاند.
شما هم باید مشخص کنید که قرار است چه تصویری از خودتان بسازید.
آیا میخواهید مانند یک معلم دانا بنویسید؟
یا مثل یک رفیق صمیمی؟
یا شاید مانند یک متخصص دقیق و قابل اعتماد؟
چند ویژگی را برای شخصیت خودتان تعیین کنید؛ مثلاً:
- صمیمی
- حرفهای
- سادهگو
- دقیق
- الهامبخش
وقتی این ویژگیها مشخص شوند، انتخاب واژهها، مثالها و حتی تیترها هم آسانتر میشود.
نتیجه:
لحن خوب، بازتاب شخصیت واقعی شماست؛ نه تقلیدی از دیگران.
3) هدف من از این محتوا چیست؟
سومین ضلع مثلث طلایی، هدف محتواست.
هر متنی با یک هدف نوشته میشود، و هر هدف به لحن خاصی نیاز دارد.
اگر هدف آموزش باشد:
لحن باید روشن، مرحلهبهمرحله و بیطرف باشد.
در این حالت، اولویت با انتقال دقیق اطلاعات است.
نمونه:
«چگونه از وردپرس نسخه پشتیبان تهیه کنیم؟»
اگر هدف متقاعد کردن باشد:
لحن باید قاطع، تأثیرگذار و گاهی احساسی باشد.
اینجا باید نشان دهید چرا مخاطب باید به شما اعتماد کند یا اقدام خاصی انجام دهد.
نمونه:
صفحه فروش یک محصول یا خدمات
اگر هدف سرگرم کردن باشد:
لحن میتواند خودمانی، خلاقانه و طنزآمیز باشد.
در این حالت، نوشته باید مخاطب را درگیر و سرگرم کند.
نمونه:
«۱۰ اتفاق بامزه که فقط برای فریلنسرها میافتد»
اگر هدف الهامبخشیدن باشد:
لحن باید مثبت، پرانرژی و انگیزهدهنده باشد.
در این نوع محتوا، احساس نقش مهمی دارد.
نمونه:
داستان موفقیت یک فرد که از نقطه صفر به موفقیت رسیده است
نتیجه:
قبل از نوشتن، دقیق مشخص کنید که میخواهید مخاطب بعد از خواندن متن چه حسی داشته باشد یا چه کاری انجام دهد.
یک مثال عملی: مدیریت زمان
فرض کنید میخواهیم درباره «مدیریت زمان» بنویسیم.
موضوع یکی است، اما بسته به مخاطب، برند و هدف، لحن کاملاً تغییر میکند.
حالت اول
- مخاطب: مدیران ارشد
- برند: یک شرکت مشاوره حرفهای
- هدف: متقاعد کردن برای خرید نرمافزار مدیریت پروژه
در این حالت، لحن باید رسمی، تحلیلی و مبتنی بر نتایج باشد.
تیتر نمونه:
«چگونه اتلاف زمان در تیم شما، هزینههای پنهان سازمان را افزایش میدهد؟»
حالت دوم
- مخاطب: دانشجویان
- برند: یک وبلاگ آموزشی و صمیمی
- هدف: آموزش راهکارهای عملی برای کاهش استرس
اینجا لحن باید ساده، همدلانه و کاربردی باشد.
تیتر نمونه:
«شب امتحان و کوهی از درس؟ این ۵ روش مدیریت زمان واقعاً کمکتان میکند»
حالت سوم
- مخاطب: مادران شاغل
- برند: یک مجله سبک زندگی
- هدف: ایجاد حس همدلی و همراهی
در این حالت، لحن میتواند داستانی، صمیمی و کمی طنزآمیز باشد.
تیتر نمونه:
«اعترافات یک مادر شاغل: چطور بین جلسه کاری و تکلیف بچهها دوام آوردم؟»
همانطور که میبینید، موضوع یکی است، اما لحن، زاویه دید و حتی انتخاب تیتر کاملاً فرق میکند.
جمعبندی: لحن مناسب، نتیجه شناخت درست است
پیدا کردن لحن مناسب، بیشتر از آنکه یک استعداد ذاتی باشد، یک مهارت قابل یادگیری است.
کافی است سه چیز را خوب بشناسید:
- مخاطب شما کیست؟
- شما یا برندتان چه شخصیتی دارید؟
- هدف این محتوا چیست؟
اگر این سه مورد روشن باشند، لحن مناسب هم کمکم خودش را نشان میدهد.
در نهایت، بهترین لحن، لحنی است که هم برای مخاطب طبیعی و دلنشین باشد و هم برای خود نویسنده راحت و اصیل. چون مخاطب امروز خیلی سریع تشخیص میدهد که یک متن واقعی است یا صرفاً ادا و اطوار دارد.
پس قبل از نوشتن، کمی مکث کنید، مخاطب را تصور کنید، هدف را مشخص کنید و بعد شروع کنید.
این همان نقطهای است که نوشته شما از یک متن معمولی، به یک ارتباط مؤثر تبدیل میشود.